سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
iranian
با ذکر خدا دلها زنده می شود . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

iranian

 

 


این تصاویر اشک را جلوی مانیتور ها درآورد


یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:




 



alborznews.net



ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است.




 



alborznews.net



اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی
می توانید بیابید!




 



alborznews.net



تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط
دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم 
که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من 
فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!




alborznews.net



و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.



 



alborznews.net



و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع 
شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود
که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به
بوییدن او کرد.



 




 alborznews.net




زبان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت
متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن 
هست...




 




alborznews.net



بعد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به
نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...



 



alborznews.net



بعد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا 
توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.



 



alborznews.net
او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه
می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی 
بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.



 



alborznews.net



او مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده
و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را 
درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...




 




alborznews.net




او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت 
بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه 
می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را 
می کشد...l



بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است.
کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی 
می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟




طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است. 




 
انتخاب(شنبه 22 بهمن 90 ساعت 5:36 عصر )

انتخاب شما



 
خاطرات یه مرد عاشق(پنج شنبه 20 بهمن 90 ساعت 2:13 عصر )




من سرم توی کار خودم بود ...






گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



 




  

بعد یه روز یه نفر رو دیدم ...





گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



اون این شکلی بود !




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید





ما اوقات خوبی با هم داشتیم ..




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



من یه کادو مثل این بهش دادم




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



وقتی اون هدیه من رو پذیرفت ، من اینجوری شدم!




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



ما تقریبا همه شب ها ، با هم گفت و گو می کردیم ..




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید





اما روز والنتاین ، اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه..




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



و من اینجوری بودم ...




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید





بعدش اینجوری شدم ...




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید





احساس من اینجوری بود ..




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



بعد اینجوری شدم ...




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید





بله .. آخرش به این حال و روز افتادم ...




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید



پدر عاشقی بسوزه !




گروه اینترنتی شادینه - برای عضویت کلیک نمایید










 
چه انتظار عجیبی(دوشنبه 17 بهمن 90 ساعت 3:16 عصر )

چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی! عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی! فقط نشسته و گفتیم : خدا کند که بیایی!


 



 
چشمانت اعتماد نکن(یکشنبه 16 بهمن 90 ساعت 10:38 صبح )


کافیست به نقطه سیاه وسط صفحه خیره شود سپس صفحه تغییر خواهد کرد و شما چیزی را مشاهده خواهید کرد که به قدرت چشمان خود افتخار خواهید کرد



زمانی که تصویر کامل بارگذاری شد
شما تصویر سیاه و سفید زیر را رنگی مشاهده خواهید کرد!



بله تصویر دومی که برای شما به نمایش در آمد تصویر سیاه سفیدی از همان محیط اول بود ولی چشمان شما این محیط را دقیقا با همان رنگهای اصلی مشاهده کرد



علیرضااحسانی نیا:تصویری که شما را متعجب خواهد کرد! به چشمان‌تان اعتماد کنید!!1